عطا ملك جوينى
247
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
كردند و ابهر و زنجان بجلال الدّين دادند حقّ سعى او را و چند سال اين دو شهر و نواحى در تصرّف گماشتگان او بود ، و جلال الدّين بعد از يك سال و نيم از مقام عراق و ارّان « 1 » و آذربيجان بالموت آمد ، و درين سفر و در مدّت مقام آن بلاد دعوى اسلام او مؤكّدتر و مصدّقتر شد و مسلمانان با او مخالطت بيش كردند ، و جلال الدّين از امراى گيلان التماس خطبهء زنان كرد ايشان تقاعد نمودند و بىاذن دار الخلافه رضا ندادند جلال الدّين رسول ببغداد فرستاد امير المؤمنين النّاصر لدين اللّه التماس او مبذول داشت و اجازت فرمود كه امراى گيلان به حكم اسلام با او مواصلت سازند ، بدين قضيّت « 2 » جلال الدّين از دختران امراى ايشان چهار زن در نكاح آورد كه اوّل ايشان همشيرهء كيكاوس بود كه در حيوة است و متملّك ولايت كوتم 73 « 3 » ، پسر جلال الدّين علاء الدّين محمّد ازين
--> معاصر يا قريب العصر با اين واقعه مانند ابن الأثير 12 : 141 ، 145 ، 146 ، و نسوى 13 ، و ابو الفدا 3 : 116 و در خود همين جهانگشا در سابق ج 2 : 121 همهجا اغلمش مسطور است ( با الف و غين معجمه و لام و ميم و شين معجمه ) ، و در جامع التّواريخ چنان كه گذشت ايغلمش ( به همان ضبط مذكور بعلاوهء يائى بعد از حرف اوّل ) ، و چون مأخذ رشيد الدّين درين فصول راجع باواخر اسماعيليّه منحصرا جهانگشاى جوينى است كه اغلب عين عبارات او را حرفا به حرف نقل كرده است شكّى تقريبا باقى نمىماند كه در نسخهء جهانگشا كه او بدست داشته در مورد ما نحن فيه ايغلمش مسطور بوده كه او نيز همان املا را محفوظ داشته است ، لهذا ما روايت جامع التّواريخ را كه اقرب صور است به اغلمش عموم مورّخين مناط صحّت قرار داده متن را بطبق آن تصحيح نموديم ، - در آثار البلاد قزوينى نام اين شخص در ص 201 انقلمس ؟ ؟ ؟ و در ص 251 ايلقلمش مسطور است ، ( 1 ) « و ارّان » فقط در آ ب س ، ( 2 ) كذا فى د ط ، ح بدون نقطه ، ساير نسخ : فصلت ، فصيلت ، وصلت ، ( 3 ) كذا فى ب م ، آ س بدون نقطه ، ج ز : كويم ، ط ى ل : كريم ، ك : گيل ، - رجوع بحواشى آخر كتاب ،